محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

260

آثار عجم ( فارسى )

گاه شده كه چند نفر بوده‌اند كه اشتراك در اسم داشته‌اند يا اينكه يك طبقه را به اسمى مىخوانده‌اند ؛ شخص مورّخ همه را يك مسمّى انگاشته و براى همه ، يك تاريخ نگاشته ؛ انصاف هيچكس را برهانى قاطع نيست بر اينكه فلان پادشاه كه از سلطنتش قرنها مىگذرد ، پسر فلان سلطان است يا فلان سلطان از نتيجهء فلان پادشاه ؛ همچنين برهان بر عدم آن نخواهد بود ؛ اگر چنانچه مدار برهان بر نقل است كه مىبينيم دو نفر مورّخ كه هر دو محلّ اعتمادند ، بر ضدّ يكديگر ناقلند . بالجمله ، اين اختلافات ، سبب وحشت و دهشت شخص عاقل نبايد بشود ؛ زيرا كه اختلاف در كلام خدا و كلمات ائمّهء هدى - عليهم السّلام - نيست كه باعث اختلال در دين كسى شود و در صفت قران است كه خداى تعالى فرموده : وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ ، اخْتِلافاً كَثِيراً « 1 » . به هر حال مىخواهيم بگوئيم كه اعتماد بر خطوط منقوشه بر احجار ، البتّه بيشتر است تا آنچه مرقوم در اوراق و دفاتر است ؛ زيرا كه خطوط بر سنگ همان است كه در عهد صاحب خط نقر گرديده و تغيير و تبديل نپذيرفته است . بر خلاف آنچه كه در كتب ثبت است ( در كتاب درّ التيّجان « 2 » مسطور است ) ، خطوطى كه از سوابق ايّام در منقورات احجار و در الواح اقطار مانده ، همه خوانده شده ، اسلوب خطّ و ميزان صرف و نحو و معانى و بيان آن بدست آمده و اگر قاموسى محيط ، مشتمل بر چهل پنجاه هزار لغت معمول آن زمان بدست نداريم ، كتابچه‌اى محتوى بر سه چهار هزار داريم مركّب از عبارات چند كه همان توليد صرف و نحو كرده و تشكيل معانى و بيانى داده است و از دانستن آن راه به جايى توانيم برد و از آن زبانهاى متروك ، چيزى از روى صحّت مىتوان فهميد . [ 157 f ] نيز در كتاب مذكور ، مسطور آمده كه از منقورات مصر و بابل و عراق عرب و ايران ، السنهء اهالى ايران قديم منكشف گشته و اين اكتسابات ، از مزاياى عصر و زمان ماست . غرض فقير مؤلّف اين است كه چنانچه بعد از اين ، در اين كتاب ، نامى از پادشاهى برده شود و نسبت وى به پدرى داده آيد كه خلاف آنچه در بعض

--> ( 1 ) . صدر آيهء شريفه اين است : أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ . . . ( آيا پس تأمّل نمىكنيد قرآن را در معانى آن و اگر بود از نزد غير خدا ، يعنى كلام بشر باشد ، هر آينه مىيافتند در آن اختلافى بسيار از تناقض در معنى و عدم مطابقه با واقع . ( 2 ) . درّ التيجان در تاريخ بنى اشكان است ، از مصنفات جناب جلالت مآب اعتماد السلطنه ، محمد حسن خان ، وزير انطباعات و دار الترجمه .